جمعه 25 خرداد 1386
جمعه 25 خرداد 1386
صدام حسین زمانی گفته بود که فیلم پدرخوانده را در طول بیست سال هر روز می دید، احتمالا این یک اغراق است، حدس می زنم که صدام حسین این فیلم و بخصوص قسمت اول آن را ماهی یک بار دیده است. پدر خوانده، فورد کاپولا، با موسیقی انیو موریکونه، بازی های بی نظیر از مارلون براندو و آل پاچینو و رمانی از ماریو پوزو، اثری مهم در تعریف انسان است.
![]()
انسانی که می خواهد پدرخوانده باشد. من این فیلم را بخاطر خیلی چیزها و از جمله دیالوگ های آن دوست دارم. در یک صحنه فیلم، وقتی خانواده ها از جمله فامیل دون کورلئونه و تاتارگیا، پس از قتل سانی و ترور ناموفق پسر کوچکتر( مایکل) جمع می شوند، دون کورلئونه سر میزی که چندین نفر از رهبران مافیا نشسته اند، که همگی بعدا توسط مایکل کشته می شوند، دون کورلئونه با بازی بی نظیر خوش تیپ ترین مرد تاریخ یعنی مارلون براندو، که اگر من علائق مخصوص خودم را نداشتم و مثل حسین و این یارو « چیز آنلاین» عاشقش می شدم، جمله ای می گوید که این جمله اند اند اند مادرقحبه گی و شعور و درایت است.
می گوید: « می دونین فرق ما خانواده های مافیا با بقیه چیه؟ اینه که ما مردانی هستیم که نخواستیم احمق باشیم. قراره پسر من مایکل از سیلسیل به اینجا برگرده، من حدس می زنم ممکنه اون توی یک اتفاق، یک تصادف یا حتی یک بیماری بمیره، برای من فرقی نمی کنه، اگر مایکل بمیره، من شما رو مقصر می دونم، حتی اگر شما مقصر نباشید. اگر مایکل کشته بشه، من قطعا انتقام اون رو از شما می گیرم.» من خیلی خوشحالم که به آن نوشته نفرت انگیز آقای فلانی در مورد یک گفتگوی اینترنتی گوش ندادم و فقط به این فکر کردم که در حال حاضر قرار است مایکل از سیسیل برگردد و خانواده را اداره کند. علتش اینه که ما نخواستیم مردانی باشیم که احمق باشند.
در هفته گذشته سایت صبحانه، سایت ح دال و یکی دو نفر از پیروان وی که به دلیل فاصله زیاد از وطن قدرت تشخیص مسائل ایران را از دست داده اند، دائما در حال پرتاب سیخ و میخ برای درگیر شدن هستند. آقای ح آدم فروش به یکی دو سایت اینترنتی پیغام پسغام داده که می خواهد با هم گفتگو کنیم. من هیچ ابائی از گفتگو ندارم، ولی دوست ندارم در فاصله یک سال تا پنجاه سالگی یک احمق فرض بشوم. در تورنتو کسانی هستند که پیتزا می فروشند و در وقت آزاد خودشان برای حفظ منافع چاوز و فیدل کاسترو بر منافع کشورشان با صدور آثار وجودی شان بصورت آنلاین، تلاش می کنند. من مسوول مصائب آنان نیستم. به این دوستان پیشنهاد می کنم که حداقل فارسی حرف زدن را یاد بگیرند که اگر قرار است ایران را نجان دهند، حداقل بلد باشند فارسی حرف بزنند. من همچنان بر آنم که هیچ دیالوگی را در موضوعاتی مانند آنچه توسط گوزآنلاین یا سایر موضوعات مربوط به آقای دال دنبال می شود، برقرار نکنم. داستان آدم فروش حودم را هم می گذارم تا بعدا منتشر شود. لطفا مرا تحریک نکنید. از وبلاگ بدون خواننده صبحانه که خدا را شکر پس از بالاترین از ایجاد مسمومیت های جدی وزارت کذایی نمی تواند استفاده کند، می خواهم لطفا تبدیل به ناطق نشوند، هنوز عصر سینمای صامت شروع نشده است. آقای ح دال هم اگر بخواهد دوباره دست به دامان این و آن شود تا برای ایجاد دردسرهای الکی قبل از انتخابات تلاش کند، مجبورم همان سیاست محو به جای گفتگو را دنبال کنم.
در یکی دو روز گذشته عده ای از موجودات عقب مانده عزیز که تا یک سال قبل فرق شهید را با موکت نمی دانستند، به نوشته من در مورد سوء استفاده از عکس یک جوان خوش تیپ به جای یک شهید در بالاترین گیر داده اند. من بارها گفته ام که چنانکه رفقای من در جبهه جنگ برای نجان کشورشان کشته شدند، همیشه به آنان احترام می گذارم. و این ربطی به هیچ دولتی ندارد. چنانکه آنان نیز بخاطر هیچ دولتی خود را فدیه مردمان نکردند. من به دلیل اینکه قصد ورود به دیالوگ با این دوستان را ندارم، پاسخ خاصی نمی دهم. از آقای ح دال می خواهم اگر قرار است اثبات کنند که دیگر آدم فروش نیستند و دارند آدم می شوند حداقل یک ماهی سکوت کنند و از هر بیمار روانی برای همراهی با خوشان استفاده نکنند. مجددا عرض می شود که تا نه ماه دیگر مساله اصلی ایران انتخابات مجلس است و فعلا ما قصد ورود به بازی های دیگر را نداریم.
این نوشته محض رفع دردسر نوشته شد و کاربرد دیگری ندارد. دوستانی که قصد دارند از هر نوع صدای مشکوک برای اثبات وجود خودشان یا بقای موجودات در حال انقراض استفاده کنند، دو هزار بار خواهش می شود که این کار را نکنند. من در سایت هایی که می نویسم و نوشته ها توسط تعداد زیادی خوانده می شود به آنان پاسخ نخواهم داد. فقط همین دوم دام است که دو هزار بیننده دارد و بس.
فعلا زت زیاد، ابراهیم نبوی
268 روز به انتخابات
آدرس دنبالک اين مطلب: http://www.doomdam.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/252
حتی در جدی ترین بحث ها و نوشته ها هم از طنز بهترین استفاده رو می کنی
واقعا دست مریزاد
Posted by: عباس at June 16, 2007 02:19 AM
ey baba be hamin zoodi goozidi!!!! koli rah darim hanooz ke....
Posted by: pashmak at June 16, 2007 01:42 AM
بابا این پسره گه رو ولش کن دیگه آقای نبوی. از این به بعد به پیشنهاد من اگه هم خدای نکرده خواستی چیزی راجع بهش بنویسی اسم اختصاریش رو بزار آقای محو یا اسمشو نبر یا آدم فروش یا جاسوس جمهوری اسلامی یا یه چیزی تو این مایه ها. خودت رو کوچیک نکن استاد.
Posted by: آرمان جاوید at June 15, 2007 08:34 AM
Dear Mr Nabavi;
It seems you have lost your control. You are supposed to be a matured writer. What are these nonsense you are writing in response to whoever! I am sure they want to destry you. Please don't let Hossain Shariatmadari to laugh at you as you belong to the society and not yourself. If you think you have lost your control, return to Iran and becom a JEBHE MOSHAREKATI and that is much better.
GK
Posted by: gk at June 15, 2007 08:34 AM