یک مجله و یک خبرنامه و یک ای نبوی

koocheh2.jpg


ای نبوی دات کام وارد شد و با هزار دردسر و مشکل که اول کار همیشه همین هاست و هر چقدر هم تلاش کنی ذره بین به دست بگیری و مواظب باشی از دستت درد نرود و کنترل کیفیت کنی و هزار تا کار درد گرم خورده، باز هم آخرش یا قیر نیست، یا قیف نیست، یا رئیس رفته مرخصی. و صد البته که اخیرا فرار مغزها به بهشت هم اضافه شده به جهنم ایرانی. به همین دلیل یک چندی آهندلی کردیم و دل به هیچ دلبندی نبستیم و فقط دل در گرو مهر مهربان سایت مان بستیم، تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد.

ادامه مطلب

جمعه 27 آذر 1388 | لينک ثابت | enabavi | 0 دنبالک


ای نبوی دات کام وارد می شود

enabavi.jpg

سایت ای نبوی دات کام از امروز کار خودش را آغاز می کند، یعنی آغاز کرد. با این وب سایت کلیه دوستان و همراهان ما می توانند به همه نوشته های منتشر شده و منتشر نشده، و حتی نوشته نشده ابراهیم نبوی دسترسی پیدا کنند. نه سال قبل، من و دوستانم در نبوی آنلاین که بعد از توقیف عمومی نشریات اصلاح طلب مطالب مرا منتشر می کرد، سعی کرده بودیم یک سایت اینترنتی خاص ایجاد کنیم تا کسانی که می خواهند نوشته های مرا بخوانند، یا مجموعه آن را در دسترس داشته باشند، بتوانند به یک سایت اینترنتی مشخص دسترسی پیدا کنند. نبوی آنلاین، بعد از یکی دو سال حضور موفق، اول نبوی آندرلاین شد و بعد برای همیشه در معرض آفلاین کامل قرار گرفت.

اینکه این مثنوی مدت زیادی تاخیر شد و مدتی گویا بودیم و داستان دوم دام که برخی مطالب من در آن منتشر می شد، شرحش نه هفتاد من کاغذ که هفتاد گیگ اطلاعات می شود و حالا چه لزومی دارد که اصلا درباره خون و شیر و این چیزها حرف بزنیم؟ فعلا " ای نبوی دات کام" کارش را آغاز کرده است، کاری که آغازش همین است که می بینید. یک گروه از دوستان من از همه جای ایران و بیرون تلاش می کنند تا این سایت بتواند همه مطالب مرا که در این بیست سال منتشر شده یک جا گرد بیاورند و همه مطالبی که روزانه نوشته می شود نیز بسرعت در ای نبوی منتشر شود.

ادامه مطلب

شنبه 7 آذر 1388 | لينک ثابت | enabavi | 5 نظر | 0 دنبالک


وقتی که رُم رَم کرد

azam.JPG

صنوبر علفکار

گاهی اوقات بعضی ها خیلی شدید، زیاد، حجیم، عمیق، با سه فصل نان اضافه کیفوری می شوند . وقتی آن اتفاقی که آدم در خواب های آشفته اش هم اگر می دید تا سه روز از خوشی آن به هپروت پناهنده می شد و سریع پاسپورت عالم حقیقتش را هم جر واجر می کرد که احیانا بر نگردد، در عالم واقع اتفاق بیافتد. بعضی از آدم ها هم که کلا اسم درگوشیشان "دوبل سوپر اولترا شانس علی" است. این حالت، دقیقا بازگوی حس و حال "فرست لیدی" ما بود؛ اعظم السادات همسر پزریدنت.

ادامه مطلب

شنبه 30 آبان 1388 | لينک ثابت | صنوبر | 23 نظر | 0 دنبالک


عرش فرش (پایانی)

hell.jpg

صنوبر علفکار

جبرئیل از در خانه ی ابلیس بیرون می آید و می رود ته کوچه، ته دنیا. همانجایی که آخر سقوط و هبوط و نزول و همه ی چیزهای بد و پلید و سیاه و کثیف است. یک در عظیم فلزی سیاه. بر سر در آن بزرگ نوشته اند: "جهنم لند ". از دوردستان نوای موسیقی به گوش می رسد. زنجیری از آسمان آویزان، یعنی که مثلا زنگ در. جبرئیل زنجیر را می کشد. ناگهان آسمان قرنبه می شود و صدها کلاغ قاریدن می آغازند. باد و طوفان و خلاصه صحنه ای بسیار آلفرد هیچکاک. جبرئیل با دهان باز آن وسط میخکوب می شود.

ادامه مطلب

سه شنبه 19 آبان 1388 | لينک ثابت | صنوبر | 57 نظر | 0 دنبالک


مبارزه مسالمت آمیز، هم استراتژی هم تاکتیک

qods 6.jpg

تصاویر منتشره از رفتار وحشیانه پلیس علیه مردم معترض و گزارش هایی که از سراسر کشور از وقایع روز سیزده آبان می رسد، نشان می داد که:

اول، حکومت در فشار شدید و خستگی مفرط است و قصد دارد با خشونت بدون گلوله، مردم را بشدت بترساند تا جلوی این حضور خیابانی یکپارچه را بگیرد.

دوم، حکومت بیش از هر چیز از شعار " دروغگو شصت و سه درصدت کو؟" که نشان می دهد حکومت در انتخابات تقلب کرده و حضور گسترده مخالفان همین را ثابت می کند، می هراسد. مصداق شعار فوق یعنی اینکه ما سبزها می توانیم میلیونها نفر را در سراسر کشور به خیابان بکشیم، اما آنها نمی توانند صدهزار نفر را برای استقبال از احمدی نژاد سامان بدهند، می ترسد. تجربه این چند ماه نشان می دهد آنها از جمعیت های کوچک با شعارهای تند نمی ترسند، ولی از جمعیت بزرگ با شعار عادی یا حتی سکوت هم می ترسند، چرا که جمعیت کوچک را هم می توان کنترل و شناسایی کرد و هم شعار تند را می توان از نظر حقوقی به عنوان جرم بزرگ شناخت.

ادامه مطلب

سه شنبه 19 آبان 1388 | لينک ثابت | مقالات | 0 دنبالک


آقای خامنه ای! جای شما در فردای ایران نیست

khamenei 100.jpg

آقای خامنه ای!

این نامه را ساعاتی قبل از حضور مردم در مراسم سیزده آبان می نویسم. همانقدر که مطمئن هستم که مردم در راهپیمایی فردا حاضر می شوند و سبزترین روز سال را می سازند، همانقدر هم نگران آن هستم که اراذل و اوباش حاکم بر پلیس امنیتی و کارگزاران شما روز شیرین پیروزی ملت را تلخ کنند، اما همواره جمله ای از دوستان افغانی ام را در ذهن دارم که می گویند: " از تلخ پروا نیست". پروا نیست، نه به این خاطر که شجاعتی بسیار در خود سراغ دارم که هر دردی را تاب می آورم، نه، بخاطر اینکه چنان زندگی را بر مذاق و مزاج مان تلخ کرده اید که به درد عادت کرده ایم و دیگر نه تهدیدها و اشتلم کردن ها، که بازی های ساده لوحانه عقب مانده های سیاسی دوروبرتان هم در تحبیب و تطمیع مردم، اثر نمی کند.

ادامه مطلب

چهارشنبه 13 آبان 1388 | لينک ثابت | مقالات | 4 نظر | 0 دنبالک


عرش فرش (2)

nakoja.jpg

صنوبر علفکار

جبرئیل تلفن را برمی دارد و شماره ی منزل ابلیس را می گیرد. چند بار بوق می خورد و می افتد روی پیغام گیر: "اکنون امکان پاسخگویی نمی باشد. پس از شنیدن صدای بوق پیغام خود را بفرمایید تا در اسرع وقت گمراهتان کنم. با تشکر." بووووووووووووووووووق.

ادامه مطلب

جمعه 8 آبان 1388 | لينک ثابت | صنوبر | 64 نظر | 0 دنبالک


مراقبت های ویژه

ahamdi4.jpg

به گفته خبرگزاری ها، محمود احمدی نژاد، دو سال به دلیل مشکلات روانی تحت مراقبت های ویژه بود.

هشت سال قبل، روز، داخلی، بیمارستان روانی

پزشک نشسته است، یک بیمار را که با کت مخصوص بیماران روانی بسته اند، نزد او می آورند، پزشک احمدی نژاد بیمار را روی تخت مخصوص می خواباند و او را روانکاوی می کند.

ادامه مطلب

سه شنبه 5 آبان 1388 | لينک ثابت | روزنوشت | 18 نظر | 0 دنبالک


عرش فرش (1)

clip_image002.jpg

صنوبر علفکار

مکان: عرش اعلاء
مالک زمین و آسمان روی مبل راحتی نشسته است. بسیار مغموم و در عین حال عصبانی است. صورتش سرخ شده و عرق سرد روی پیشانی اش نشسته است. سه فرشته ی مقرب مدام در حال بال بال زدن دور و بر مالک هستند. جبرئیل شانه های مالک را می مالد، میکائیل مالک را باد می زند، اسرافیل با خونسردی درشیپور خودش می دمد و نواهای جاز و بلوز به هوا پرتاب می کند بلکم حال مالک کمی جا بیاید. چهارمین مقرب هم (عزرائیل) مظلوم و خاک بر سر گوشه ی پنجره کز کرده است. معلوم است که کتک مفصلی خورده است.

ادامه مطلب

پنجشنبه 30 مهر 1388 | لينک ثابت | صنوبر | 65 نظر | 0 دنبالک


رصدخانه ستارگان بازداشت شده

rasadkhaneh.jpg

ماجرای کلهر پیچیده شد، معلوم نشد که اول پیچیده شد، بعد جدا شد، یا اول جدا شد، بعد پیچیده شد. به نظرم مشکل والدین و فرزندان است، و خیلی ربطی به کلهر ندارد. او فقط مشکلش این است که چون عضو کابینه احمدی نژاد است، خودش را ملزم می بیند که حتما دروغ بگوید که از کابینه بیرونش نکنند. وگرنه قضیه خیلی هم طبیعی بود؛ ما که می دانیم که فرزندان اکثر آقایانی که نان حکومت و قدرت را می خورند، همین سبزهایی هستند که در تمام کشور وجود دارند. حتی همین آقای کلهر هم اگر واقعا یک روز درست فکر کند و به کشورش بیاندیشد و راست بگوید و کاری را بکند که عقلش می گوید، او هم یک دفعه می بیند دور دستش یک مچ بند سبز شده و دیگر نمی تواند هر مزخرفی را بپذیرد.

ادامه مطلب

پنجشنبه 23 مهر 1388 | لينک ثابت | روزنوشت | 15 نظر | 0 دنبالک